ایثاروشهادت
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است ///که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است//// نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم برو ///که این مرام حسین و منطق دین است

 
 
چرا بیعت نکرد؟

به چه دلیل و با کدامین توجیه منطقی، امام حسین علیه السلام بههیچ وجه حاضر نبود حتی از روی مصلحت، با یزید بیعت کند؟
نخست باید دانست که هر تصمیم تاریخ ساز، در یک موقعیت حساس و درپی مجموعه ای از علل و حوادثی گرفته می شود که دو طرف، از قبل منتظر چنین فرصتیبوده اند.
زاویة انحراف از سنت نبوی و عدالت علوی، از گذشته، آغاز شدهبود؛ اما با ظاهرفریبی، روند خود را ادامه می داد. اهل بیت علیهم السلام و اصحابپاک او همچون سلمان، ابوذر، عمار و... در هر فرصتی، به ابراز حق و آگاه کردن مردممی پرداختند؛ اما نقطه ای از تاریخ فرا رسید که طرفین احساس کردند که باید حرف آخررا بزنند و کار را یک سره کنند. پس از مرگ معاویه و روی کار آمدن یزید، چنینموقعیتی ظاهر شد؛ یزید، منکر همه چیز شد و اعلام کرد: «بنی هاشم با حکومت، بازیکردند و هیچ خبری از آسمان نیامد و هیچ وحی ای نازل نشد».۱
او تصمیم قطعی گرفته بود که با تهدید و یا قتل، اجازة هیچ گونهفعالیت را به دیگران ندهد؛ به طوری که قبل از انتشار خبر مرگ معاویه، سعی داشت ازامام حسین علیه السلام، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عمر، بیعت بگیرد؛ حتی باتهدید به قتل. این جا بود که امام حسین علیه السلام نیز باید تصمیمی جدی می گرفت. هنر آن حضرت در این بود که «حقانیت» خود را با پاسخ به دعوت کوفیان، با تدبیر و«عقلانیت»، پیش برد؛ به گونه ای که بر همگان اتمام حجت شد. او نهضت خود را با«مظلومیت» آمیخته کرد تا چهرة ظالمان هر چه منفورتر در طول تاریخ، باقی بماند وقابل محو شدن و کم رنگ شدن نباشد. از این رو، این رنگ الهی، تنها با «شهادت واسارت»، جاودانه ماند.
از دیدگاه امام حسین علیه السلام که آیینة وحی و در خانة وحی ودر محل رفت و آمد فرشتگان الهی است امامت و رهبری امت اسلامی، صلاحیت هایی را میطلبد که یزید و هر کسی مثل یزید، فاقد آن بوده است.
ولید، استاندار مدینه، امام حسین علیه السلام را به سویاستانداری دعوت کرد و خبر مرگ معاویه را به آن حضرت داد و نامه ای را که یزید برایگرفتن بیعت به او نوشته بود، قرائت کرد. در آن نامه، یزید خطاب به ولید نوشته بود: اگر حسین و ابن زبیر از بیعت خودداری کردند، گردنشان را بزن و سرهایشان را، نزد منبفرست.۲ امام در پاسخ او فرمود: «این که من در پنهانی و خلوت بیعت کنم، برای توکافی نخواهد بود؛ مگر این که آشکارا بیعت کنم و مردم آگاه شوند». ولید گفت: آری! فرمود: تا بامداد صبر کن و در این موضوع، تصمیم بگیر!
مروان گفت: به خدا سوگند! اگر حسین در این ساعت بیعت نکند و ازتو جدا شود، دیگر بر او قدرت نخواهی یافت. او را حبس کن و نگذار از این جا خارجشود؛ مگر آنکه بیعت کند یا گردنش را بزن!


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
مروری بر زندگی سیاسی امام حسین (ع)

هدف قیام امام (ع) :
براندازی حکومت جور یزید و تشکیل حکومت عدل اسلامی ، بر اساسخواست مردم بخصوص کوفیان ۱
مراحل قیام امام ( ع ) :
مرحله اول : کوشش برای نپذیرفتن بیعت تحمیلی یزید و از طرفدیگر تحقیق درباره امکان تشکیل حکومت در کوفه . ( از ۲۸ رجب سال ۶۰ هجری تا ۸ ذیالحجه ، یعنی ۴ ماه و ۱۰ روز )
چون امام بیعت را خلاف عقل و شرع می دانست ( یعنی امضای ظلم وقبول حاکمیت ظالم ) ، مخفیانه از مدینه حرکت کرد و به مکه رفت .
در این فاصله زمانی چون بزرگان کوفه از حرکت امام آگاه شدند ازایشان دعوت کردند تا به آنها ملحق و رهبری سیاسی آنها را بعهده گیرد . امام برایاطمینان از شرایط کوفه ، مسلم را به آنجا فرستاد و مسلم پس از بررسی اوضاع ، بهامام نوشت : نیروهای مردمی کوفه با شما هستند ، پس با رسیدن نامه من با تعجیل ، بهکوفه حرکت کنید . ۲
امام با دیدن نامه مسلم ، نامه ای به بزرگان بصره نوشته و آزآنها دعوت به همکاری کرد و سپس راه افتاد . ۳
مرحله دوم : تصمیم گیری برای تشکیل حکومت و حرکت بسوی کوفهبدین منظور و همچنین مصون ماندن از تعرض دشمن .
( از هنگام حرکت امام بسوی کوفه تا زمان محاصره )
امام رزوز ۸ ذی الحجه سال ۶۰ هجری از مکه بسوی کوفه حرکت کرد وراه خود بسوی براندازی حکومت ظلم یزید و تشکیل حکومت عدل اسلامی را آغاز نمود .
در همان روز مسلم در کوفه علیه ابن زیاد خروج کرد و فردای آنروز ( روز عرفه ) بدستور ابن زیاد کشته شد .
خبر به امام رسید . ایشان با یاران خود به مشورت نشست و رایغالب ، رفتن به سمت کوفه بود که امام پذیرفتند و حرکت کردند .۴ چرا که اعتقاد پیداکردند که شرایط رهبری و جایگاه ایشان فراتر از مسلم بوده و می توانند حرکت مردمکوفه را منسجم کرده و به انجام برسانند .
کاروان امام در نزدیکی کوفه توسط لشکر ۱۰۰۰ نفری حر ابن یزیدریاحی محاصره می شوند .
از آنجا که حر ، فردی سالم و محترم بود با امام خوشرفتاری کردهو امام تصمیم می گیرند آنها را از هدف خود آگاه کنند . ایشان در دو نوبت برایلشکریان حر سخنرانی کرده ( پس از نمازی که همگان به امامت امام خواندند ) و اعلامکرد :" من بسوی شما نیامدم مگر بعد از دعوت شما کوفیان با نامه هایتان . حال اگرحاضر نیستید با من هم پیمان شوید ، من برمی گردم . "۵
در این جا حر اظهار بی اطلاعی کرده و می گوید من دستور دارم شمارا به کوفه ببرم . امام ناراحت شده و تصمیم به بازگشت به حجاز می گیرند که پس از یکمشاجره ، قرار بر آن می شود که امام نه تسلیم شده به کوفه برود و نه به حجازبازگردد ، بلکه بسمت یک مسیر سومی حرکت کنند تا دستور جدید از ابن زیاد برسد .۶


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
جغرافیای کربلا

سخن از کربلاست، کربلا یک محدوده جغرافیای تاریخی صرف نیست،کربلا قطعه ای از زمین و فرش است که تا به عرش امتداد یافته، از خاک تا افلاک و ازناسوت تا لاهوت، کربلا تنها یک قطعه از خاک و بیابانی خشک و برهوت نیست، کربلا قطعهای از زمین ترک خورده از بی آبی و رفیق و آشنای همیشگی تشنگی نیست، کربلا محصور ومحدود به زمین و زمان نیست، کربلا همه ی زمین و تمام زمان است، از آغاز خلقت بشر،از آدم تا خاتم و از خاتم تا قرن بی بصیرت بیست و یکم میلادی، کربلا محصور در عرض وطول جغرافیایی نیست؛ بلکه تمام اضلاع و زوایا و مدارات طول و عرض جغرافیایی است کهدر زمینی کوچک خلاصه شده .
کربلا گرچه قطعه ای کوچک است، اما بهشت با تمام وسعتش در آنمعنا شده ، کربلا با تمام تشنگی اش همسایه و هم جوار با رودخانه ای همیشه محزون استکه تا ابد شرمنده لبهای خشک کودکان و طفلان معصوم حسین(ع) که ترکهای لبهای خشکشاننشان از قحطی عاطفه ها و ترک وجدان های خوابیده در بستر عافیت طلبی انسان هایی آدمنما دارد می باشد، انسانهایی که تنها شعار مسلمانی را به غارت برده اند و این ترکها نماد شقاوت و سنگدلی و بی رحمی آنهایی است که حسرت بوسه آب زلال را بر لبهای ترکخورده و تشنه کربلاییان نهاده و نوشیدنش را حرام کرده اند.
کربلا جغرافیای شهادت است. مرکز ثقل حریت و آزادگی زمین. کربلانصف النهار مبدأ و مقسم زمینیان است، خط جدایی دو نیم کره شرقی و غربی . این نصفالنهار پیوسته حایل و تمییز دهنده دو دنیای نیم کره هاست. نیم کره ای غربی سیاه وتاریک، با ساکنانی سفیانی، عباسی، اموی و ... و نیم کره ای شرقی روشن و شفاف باقبیله های هاشمی، علوی، حسینی و مهدوی و خمینی. در این نیم کره، خورشید غروبی نداردو همواره بر آسمان کربلا می درخشد و نور افشانی می کند.
خورشید اینجا لیل و نهاری و شبانه روزی است. شب واژه ای غریب ونامفهوم است، چون خورشید آن دائم النور و روشن و منورالنور و نورالنور است. درکربلا پاک ترین واژه عشق است و وفاداری و استقامت معنا و مفهوم واقعی می یابد کربلاترجمان حصین استواری و استقامت در قول و فعل است که زبانها در آن دچار هرزگویی ولقاقه نمی شوند.
محور اصلی جغرافیای شهادت از میان کربلا می گذرد. درست از میانقتلگاه حسین و یارانش. آنهایی که جرمشان تنها اصلاح و راست کردن نارسائی ها و کژیهای کژ اندیشان بود و به چرخش آوردن محورهای انحراف حول محور یگانگی و اسلام ناب . کربلا ماندگارترین کتاب و صف آسمانی است که قلم سرخ و رنگین آن از خون های پاک وزلال بر برگ های زرین نگاشته شده. و این خونها رنگ نیست که با کوچکترین نوری خود راببازد، بلکه خون کربلا، از صبغه اللهی است که نورانی تر از دیگر انوار است و رنگهاهمه از آن شرمنده اند و محو در آن.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
چرا به زیارت می رویم؟

شک نیست که «زیارت » در اسلام، بخصوص در فرهنگ شیعه، جایگاهوالایی دارد. امامان و اولیائی خدا،تا حد بسیاری دعوت و تشویق به زیارت کرده اند. پاداش ها و ثواب های فراوانی برای «زایر»بیان شده است. «زیارت »،در ارزش و پاداش،همپای بسیاری از عبادات،بلکه برتر از حتی جهاد و شهادت به حساب آمده است.
«مزار»ها،در اسلام،از اعتبار خاصی برخوردار است. «مزور»ها،موردتکریم فراوان قرار گرفته اند. «زیارتنامه »ها،یک دنیا تعلیمات و فرهنگ و آموزش وتربیت را شامل است. راستی...این همه دعوت و تشویق به زیارت،چرا؟
این همه پاداش و اجر و ثواب،برای هر قدم قدم زیارت،برای چه؟ چهتناسبی میان عمل زایر با آن پاداش های عظیم و خیره کننده و بهت آور؟ مگر نه اینکه«اجر»،در مقابل «عمل »است؟و مگر نه اینکه تناسبی باید بین «کار»و«مزد»باشد؟
اساسا چرا باید زیارت رفت؟ فایده زیارت برای زایر چیست؟زیارتگاه ها چه نقش تربیتی و تهذیبی دارند و باید داشته باشند؟
زیارتنامه ها چه متن هایی است و چه آموزش هایی دارد؟ درزیارت،باید به «دل »پرداخت یا به «عقل »؟ زیارت،ریشه در منطق و برهان دارد،یاخاستگاه آن،وادی شور و شوق و جذبه و عرفان است؟
زیارت،در صدر اسلام،مهم و مفید بوده،یا همیشه و هم اکنون همسازنده و تعهد بار و رسالت آشناست؟ در زیارت،به «منفعت »باید اندیشید یا به «معرفت»؟زایر،«عاشق »است یا«جهانگرد»؟ زیارت،«دخل »است یا«خرج »؟ زیارت،عملی عبادی است،یاجنبه «سیاسی »هم داشته و دارد؟
زیارت،ساخته و پرداخته شیعیان است،یا اصلی است که پیامبر،منادیآن است و ریشه در متن دین دارد و عقل،پشتوانه آن است و عرف،حامی آن و ملت ها واقوام بشری عامل به آن؟!
اینها...و مطالب و مسائل دیگری،انگیزه آن است که از میان آن همهزمینه ها و دستور العمل ها و برنامه ها که گفتیم در فضای تربیتی دین و مکتب وجوددارد،«زیارت »را انتخاب کرده و از جوانب گوناگون،پیرامون آن به دقت و تاملبپردازیم.
تا از کرانه این غدیر فیاض،بهره ای برگیریم و اگر در کنار دریانشسته ایم، دریای معارف اهل بیت عصمت لب تشنه نمانیم.و اگر نه به حد کمال مطلوب،ولیبه اندازه وسع و گنجایش خویش،رفع عطش کنیم.
آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید تشنه ایمو جویا... خدا بر تشنگی ما بیفزاید تا جویاتر شویم.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ شنبه 25 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

امام حسین(ع) و دینداری در غبار فتنه ها

فتنه، آزمون همیشگی برای همگان است. این سنت الهی حتی نسبت بهاولیای الهی سخت تر و برای مومنان سخت است. از این رو گفته اند: البلاء للولاء، بلاو آزمون برای دوستان است. بسیاری از مدعیان دینداری در آزمون ها چهره حقیقی خویش ازایمان و کفر را روشن می کنند. بر همین اساس خداوند آزمون را به عنوان سنت و قانونقرارداده تا این گونه حجت بر همگان تمام شود تا سیه رو شود هر که در او غش باشد.
نگاه امام حسین (ع) درتحلیل روان شناسی اجتماعی رفتار مردم ازچنین خاستگاهی برخوردار است و او با آن که می دانست که مردم این گونه هستند، ولیبرای اتمام حجت، به میان ایشان رفت و در فتنه بزرگ، ملتی را آزمود تا نگویند اگرپیشوایی بود ما به راه راست می رفتیم و عدالت را برپا داشته و علیه ظلم و ستم قیاممی کردیم.
نویسنده دراین مطلب کوتاه بر آن است تا سنت و سیره امام حسین(ع) را دربرخورد با مدعیان دینداری ارائه دهد و نقش آزمون را درحقیقت شناسی و تمایزحق از باطل تبیین کند.
فتنه ها وآزمون ها
آزمون های الهی در اشکال و قالب های گوناگون صورت می گیرد. خداوند به علل گوناگون بر آن است تا انسانها در دام بلا و فتنه گرفتار آیند. خداونددرآیه ۲سوره عنکبوت می فرماید:أحسب الناس أن یترکوا أن یقولوا امنا وهم لایفتنون؛آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم، رها می شوند و مورد آزمایش قرار نمیگیرند؟
از این آیه چنین بر می آید که آزمون فتنه ها برای آن است کهمدعیان ایمان از مومنان واقعی بازشناخته شوند. از این رو درباره بادیه نشیناناعرابی می فرماید:قالت الاعراب امنا قل لم تومنوا ولکن قولوا أسلمنا ولما یدخلالایمان فی قلوبکم و ان تطیعوا الله و رسوله لایلتکم من أعمالکم شیئا ان الله غفوررحیم؛ برخی از بادیه نشینان گفتند:«ایمان آوردیم» بگو: ایمان نیاورده اید، لیکنبگویید: اسلام آوردیم و تسلیم شده ایم.» و هنوز در دلهای شما ایمان داخل نشده است. و اگر خدا و پیامبر او را فرمان برید، از ارزش و پاداش کرده هایتان چیزی کم نمیکند. خدا آمرزنده مهربان است.» (حجرات، آیه ۱۴)


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
تحلیل حضرت زینب (س) درباره عاقبت بدکاران در دنیا

بی گمان برای بیشتر مردم تحلیل وقایع در هنگامه رخدادها سخت ودشوار است. زمانی که همه چیز بر امری دلالت می کند که پدیده غالب است، نمی توان ازجبر گفتمانی خارج شد و تحلیلی بیرون از گفتمان چیره ارایه نمود، مگر آن که شخص ازاهل بصیرت باشد و از پس پرده های ضخیم گفتمان غالب پدیده، حقایق را به درستی دیده وبرپایه درک درست حقایق، رخدادهای کنونی را تجزیه و تحلیل کرده و توصیه های مناسبارایه نماید.
از جمله کسانی که این گونه هستند، راسخون در علم می باشند کهفشار سهمگین متشابهات را به کناری می زنند و حقیقت تاویلی را آشکار می سازند و مردمرا از بحران شک و تردید بیرون می برند و دستگیر مأمنان می شوند.
حضرت زینب(س) در بحبوحه فتنه اموی و در اوج قدرت یزید ویزیدیان، نشان داد که وی نیز یکی از راسخون در علم است که متشابهات قدرت یزیدی وگفتمان غالب نظریه سفیانی نتوانست وی را گمراه نماید، بلکه با تلحیل درست وقایع ورخدادهای عصر یزیدی، توانست سرانجام این گفتمان و حرکت حکومت باطل اموی را تبیینکند و چراغی روشن در برابر مردم عصر خود بگشاید و برخلاف ظاهر چیره و پیروز،سرانجام شوم و شکست نهایی دولت فاسد و باطل اموی را پیش بینی کند.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا با نگاهی به تحلیل حضرتزینب(س) درباره عاقبت گفتمان اموی و یزیدی، نشان دهد که چگونه راسخون در علم میتوانند به سبب بصیرت خویش، راهنمای امت و مردم برای عبور از بحران فتنه ها باشند وپیروی از آنان تا چه اندازه می تواند خط روشن هدایت را همواره زنده و روشن نگه داردو مأمنان را راهنمای کامل باشد. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
تأویل و تحلیل راسخون از رخدادها
به نظر می رسد دانش تحلیل رخدادها از فرمول ساده ای پیروی میکند که با نگاهی به متغیرات و عوامل تأثیرگذار درونی و بیرونی مادی به دست می آیداین در حالی است که بسیاری از تحلیل ها ناتوان از درک درست واقعیت ها و تبیین توصیههای مناسب است.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
زینت نیایش گران

آنچه در پی می آید اشاره ای است گذرا به برخی سجایای اخلاقی ومواضع سیاسی امام سجاد(ع) که به مناسبت پنجم شعبان سالروز ولادت آن حضرت تقدیمخوانندگان عزیز می شود. اینک با هم این مطلب را که از شماره ۵۷ فصلنامه فرهنگ کوثرانتخاب شده از نظر می گذرانیم.
در ولادت حضرت سجاد(ع) اختلاف است و شاید اصح اقوال، نیمه جمادیالاول سال ۳۶ یا پنجم شعبان ۳۸ هـ. باشد.
مادر ایشان «شهربانویه» دختر یزدگرد، پادشاه ایران(۱) است.
در کتب تاریخ، نام مادر امام چهارم(ع) مورد اختلاف است و علاوهبر «شهربانو» به دوازده صورت دیگر نیز آمده است؛ همچون: شاه زنان، جهان شاه،شهرناز، خوله، جهان بانو و سلافه.
مدت عمر آن حضرت ۵۷ سال و امامتش ۳۵ سال، در کربلا ۲۳ ساله بود. وفات وی به سال ۹۵ یا ۹۴ هجری و محل دفنش قبرستان بقیع است.
بعضی از صفات بارز آن حضرت
کثرت عبادت
ابن عباس می گوید: حضرت رسول(ص) فرمود: در روز قیامت منادی ندامی کند: کجاست زین العابدین؟ پس گویا می بینم فرزندم علی بن الحسین در آن هنگام باتمام وقار، صفوف اهل محشر را بشکافد و بیاید.
آن حضرت را ذوالثفنات می گفتند زیرا بر اثر کثرت سجده، پیشانی ودو کف دست و زانوهای وی پینه می بست و سالی دوبار آنها را می بریدند.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
مزار زینب (س) کجاست؟

انقلاب ها راه آرامش پیش می گیرد، قیامها خاموش می شود ، حماسهها فراموش می شود و ... اما عاشورا روز به روز با صلابت تر و حماسی تر و انقلابی تررخ می نماید و تجدید عهد با آن پرشور تر برگزار می شود چرا؟!
عاشورا قیامی است که با فطرت آدمی سرو کار دارد و اصل توحید درجهان بینی آن حضوری ژرف و شگرف دارد. آدمیان نیازهای فطری خود را در عاشورا درجریان می یابند و کمال و تعالی معنوی خود را در دل بستن به عاشورا و پیمودن راه سرخشهیدان آن تعریف می کنند. بر این بنیاد شخصیت های عاشورایی حضوری پر رنگ در دلهادارند و هیچ گاه نمی میرند. از آن جمله : زینب(س).
زینب که پیامبرش به این نام ، نام نهاده است در خانه فاطمه (س) و علی (ع) نقش آفرین بوده و در کنار امام مجتبی (ع) نیز به مبارزه پرداخته است. بااین همه حضور زینب(س) در عاشورا حضوری دیگر گونه است؛ حضوری که آن چنان ژرف و پرشوراست که هر گاه نام عاشورا بر زبان می آید نام او هم در آیینه ذهن با تصویر از حماسهو صلابت و صبر رخ می نماید.
زندگانی زینب در سال ۶۰ و۶۱ هجری سراسر مبارزه است . از مدینهبه مکه ، از مکه به کربلا، از کربلا به کوفه ، از کوفه به شام و از شام به مدینه ،زینب (س) با گفتار و رفتار خود حماسه آفریده است.
او حتی در مدینه نیز آرام نگرفت. صاحب«اخبار الزینبات» نقل میکند که مصعب بن عبدالله گفت:« زینب، دختر علی (ع) ، در دوران حضورش در مدینه مردمرا به قیام برای گرفتن انتقام خون حسین (ع) وادار می کرد. چون عبدالله بن زبیر درمکه قیام کرد، مردم را برای گرفتن انتقام خون حسین (ع) و خلع یزید بر انگیخت. چوناین خبر به اهل مدینه رسید(و زمینه قیام فراهم گردید) زینب (س) در میان آنها بهسخنرانی پرداخت و آنان را بر قیام برای خون خواهی تشویق می کرد. وقتی این خبر بهعمربن سعید رسید ، طی نامه ای به یزید وی را از این خبر آگاه ساخت. او در پاسخ نوشتکه زینب(س) را از مردم جدا کن. او نیز فرمان داد که به ایشان بگویند که باید ازمدینه خارج شود و هرجا که بخواهد برود. زینب (س) فرمود: خداوند می داند که چه بر سرما آمده است . برگزیدگان ما را کشتند و ما را راندند و برشتران بی جهاز سورا کردند. به خدا سوگند اگر خون ما را هم بریزید ، بیرون نمی رویم.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ جمعه 24 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

از دیگر جلوه ها در هشت سال دفاع مقدس، نام گذاری لشکرها، تیپ ها، گردان ها، گروهان ها، پادگان ها، قرارگاه ها و حتی سنگرهای رزمندگان، به نام های آشنای کربلا، یاران و یا مظاهر فرهنگی عاشورا است. این نام گذاری در روان و شخصیت رزمندگان و حتی نحوه عملیات جبهه ها موثر بود. وقتی نام گردان حبیب بن مظاهر بود، این نام، رزمندگان را وا می داشت تا در شخصیت حبیب و نقش او در انقلاب عاشورا آگاهی و آشنایی بیش تری کسب کنند. کسانی نیز که به آن گردان قدم گذاشتند، به ویژه مبلغان روحانی، بر همان شخصیت تکیه و از او یاد می کردند. این تکرار و تلقین و تبیین، زمینه ساز اُنس و اُلفت بیش تر رزمندگان با شخصیت کسی می شد که نام او زینت گردان یا آن مجموعه بود. به عنوان نمونه به برخی از این نام ها اشاره می کنیم:
1-     لشکر 10 سید الشهدا، 25 کربلا، 31 عاشورا، 41 ثارالله و 14 امام حسین(ع)
2-     تیپ 44 قمر بنی هاشم، 57 ابوالفضل، 61 محرم، 2کربلا و یکم ثارالله
3-     گردان علی اکبر از لشکر 10 سید الشهدا و حبیب بن مظاهر از لشکر 27 حضرت رسول(ص)
همینطور نام و رمز عملیات، مناطق آزاد شده، محور های عملیاتی، حسینیه ها، نام اعزام های سراسری، پیشانی بندها، روی لباس رزمندگان، روی پرچم ها، تابلوها و حتی روی سنگ مزار شهدا، می توان اشاره کرد.
 
رهبری امام خمینی(ره)
رهبری معنوی امام خمینی(ره) باعث تاثیر شگرف بر روحیه ملت مقاوم ایران و رهبری ایشان در هشت سال حماسه دفاع مقدس است. رزمندگان اسلام در پرتو رهبری مقتدرانه، حکیمانه، و متکی به تاییدات الهی امام، بزرگتربن حماسه تاریخ معاصر را در دفاع مقدس آفریدند. امام با نَفَس مسیحایی خویش کالبد ملت را جانی تازه بخشید، در فرهنگ معنویت آنان تحولی عظیم ایجاد کرد و قلوب سرشار از ایمان و اخلاص و تحول معنوی و روحی رزمندگان را «فتح الفتوح» نامید. (صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی، ج15،ص235)
امام که از استراتژی و اهداف دشمن و استکبار جهانی در رویارویی با انقلاب اسلامی شناخت ژرف و دقیقی داشت، در روزهای آغازین جنگ، ریشه و علّت تهاجم عراق به جمهوری اسلامی ایران را در چند موضوع مهم مشخص و تبیین نمود.
1-    اسلام خواهی نظام و حکومت
2-    جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 23 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

مقدمه
در هشت سال دفاع مقدس برای هدایت، چه اصولی را رعایت کردیم؟
گر چه در هشت سال دفاع مقدس اصول مختلفی نقش داشت اما اصل معنویت یکی از مهم ترین، سازنده ترین و تاثیرگذارترین آنها می تواند باشد که به نمونه های مختلفی از آن اشاره می کنیم؟
 
تطابق الگوهای عاشورا با جبهه
کربلا اساسنامه ایمان، فهرست همه خوبی ها و فرهنگنامه قبیله معرفت و عشق است. هیچ کس نیست که با کربلا اُنس و اُلفت بیابد و شکفتن و بالیدن و جوشش حیات خود را در خود حس نکند. جامعه ای که با فرهنگ عاشورا پیوند و آشنایی بیابد، سرشار از پویایی و توانایی خواهد شد. به همین دلیل است که کربلا بهترین پایگاه الهام برای حرکت و خیزش و قیام است و آنان که معرفت عاشورایی یافته اند، انسان هایی اند که حُریت، عزت، جوانمردی، پاکبازی، اخوت، صمیمیت، عرفان، ایمان و شهادت، درون مایه زیستن و قانون زندگی و جهت گیری هاشان خواهد شد.(عوامل معنوی و فرهنگی دفاع مقدس،ج3 ص 20)
رهبر معظم انقلاب می فرمایند:' شما ببینید این نصف روز حادثه (کربلا)، چه قدر در تاریخ ما برکت کرده و تا امروز هم زنده و الهام بخش است.' (حدیث ولایت، مجموعه رهنمودهای مقام معظم رهبری،ج7ص236-237)
سیمای پیرانی که در جبهه می جنگیدند، حبیب بن مظاهر را تداعی می کرد. نوجوانان به قاسم سرداران به ابوالفضل و جوانان به علی اکبر تشبیه می شدند. در نامه هایی که از جبهه به خانواده ها می رسید، به صبوری زینب توصیه می شد. حتی کودکان شهید در بمباران و حملات موشکی، به علی اصغر تشبیه می شدند.
 
در یک نگاه کلی، به برخی از وجوه مشترک دو فرهنگ عاشورا و دفاع مقدس اشاره می کنیم:
1-     هر دو برای دفاع از حریم ارزش ها و حفظ اسلام و رضای پروردگار، رویاروی دشمن می ایستند.
2-     رهبر هر دو حرکت، فرزندان پیامبرند. همان صلابت، پایداری، ذلت ناپذیری، شهادت پذیری و روح ایثار که در وجود مبارک اباعبدالله(ع) هست، در وجود امام خمینی(ره) تجلی یافته است. امام به پیروی از سالار شهیدان، از هیچ فداکاری در راه مکتب و آرمان های الهی دریغ ندارد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 23 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
فرهنگ عزاداری حسینی و دشمنان ما!

عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و تشکیل مجالسسخنرانی، وعظ و خطابه بدین مناسبت، یکی از زمینه های ترویج مسایل دینی و شیوه ایارزشمند برای ماندگاری اهداف قیام حسین بن علی(علیه السلام) است.
عزاداری برای سالار شهیدان، در حقیقت شرکت در دانشگاهی است کهدر کلاس هایش جمعیتی انبوه از سراسر جهان باایمان و اخلاص حضور می یابند و زنگار ازچهره جان و جهان می زدایند.
نقش عظیم چنین حرکتی در زنده نگه داشتن روحیه مبارزه با ستم وستیز با تباهی و فساد و به طور کلی نشر مبانی دین مبین، به هیچ روی قابل انکار نیستو تاریخ خود گواه صادقی بر این جایگاه است.
از همین روست که پیوسته در طول زمان، دشمنان برای تعطیل یاتحریف این حرکت مقدس و شورآفرین، تلاش ورزیده اند.
... برپایی عزا برای سیدالشهدا(ع)، نوعی اعتراض به ظالمان وحمایت از مظلومان است. اشک ریختن در سوگ اباعبدالله، عامل تقویت حس عدالت خواهی وانتقام جویی از ستمگران و زمینه سازی برای تجمع نیروهای پیرو حسین(ع) در خط دفاع ازحق است. عزاداری برای شهید، انتقال فرهنگ شهادت به نسل های آینده است. عزاداری،احیای خط خون و شهادت و رساندن صدای مظلومیت آل علی(ع) به گوش تاریخ است...»(۱)
بی جهت نیست که ستم پیشه گان و دین ستیزان پیوسته با چنینمظاهری مخالفت می ورزند. این جاست که می بینیم «در مقطعی از تاریخ ایران (از سال۱۳۱۳تا ۱۳۲۰ شمسی) در دوره رضاخان، عزاداری برای سیدالشهدا(ع) ممنوع شد و تکیه هاموقتا رونق خود را از دست دادند. در آن مدت، در خانه ها و پنهانی، گاهی پیش از روشنشدن هوا و دمیدن خورشید، مجالس روضه برپا می شد و دور از چشم مأموران رضاخانعزاداری انجام می گرفت.»(۲)
به دلیل کارآیی و کارکرد و اهمیت این مسئله است که دشمنان ومستکبران سیلی خورده از مجالس راستین عزاداری امام حسین(علیه السلام) بی کار ننشستهو پیوسته تلاش مذبوحانه ای را برای خنثی سازی آثار شگفت و برکات عظیم این مجالس، ازخود نشان داده اند.
دکتر «مایکل برانت» یکی از معاونان سازمان سیا، در کتابی باعنوان «نقشه ای برای جدایی مکاتب الهی» می نویسد:


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 23 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

یاقوت گودال غربت

سلام شهیدی را که زیارتش موجب قربت است و اشک بر مصائبش مزیدهدایت! هر نفسی که بر غمش فرو رود تسبیح است «نفس المهموم لنا المغتم لظلمناتسبیح»! و چون آه شود و برآید مُرکب استغفار ملائک «فیستغفر له کل من سمع بکاء منالملائکئ فی السماء»؛ پس در هر نفسی ۲ عبادت است و بر هر عبادتی ثوابی بی شمار «هَمالمهموم لامرنا عبادئ».
دریای غربتش همه را رسیده و خوان مصیبتش همه جا کشیده؛ نسیمتفضلش همه قلوب را درنوردیده و عالی و دانی درغمش گریبان دریده
ای که به مهرت اسیر خیل بنی آدمند
سوختگان غمت با غم دل خرمند
هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت
بی خبران غمت بی خبر از عالمند
وصفش از حد واژه ها برتر و نقشش از بوم نقاش بیرون و ابتر ازفهم شأنش افهام!
سلام شهیدی را که از طفل در رحم قرار یافته تا پیر در آستانهلحد! از گبر دور ز خاتم نشسته تا رسول مرسل و از جن زدیده پوشیده تا ملک مقرب! ازجماد و نبات تا زاغ و زغن و از راغ و باغ تا بیابان و صحرا و از جنت معلی تا جهیمدر حال تلظی همه و همه از عمق مظلومیتش در اشک و آه و ناله و افغان! «بکی له جمیعالخلائق و بکت له السماوات السبع و الارضون السبع و ما فیهن و ما بینهن و بکت من فیالجنئ و النار من خلق ربنا ما یری و مالا یری
سلام شهیدی را که اشرف انبیا محمد مصطفی او را چراغ فروزانهدایت و کشتی نجات امت وصف نموده و ناطق صادق آل محمد وی را باب الله الاوسع وسفینئ الاسرع الی الله تعرفه کرد! «نحن سفنن النجائ و اما سفینئ الحسین فاسرع!».
سلام شهیدی را که متن و سطر دعای عرفه او متین ترین وبامعناترین قرآن صاعد و خواندن خالق و اقرار و نجوای مخلوق است!
سلام شهیدی را که روزگار از پیدایش تا فرجام با روز عاشورایش درقیاس نباید که «لا یوم کیومک یا اباعبدالله»!


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
   
 
 
درنگی بر اقیانوس اشک عاشورایی

محرم برای مسلمان شیعه یادآور مصیبت بزرگی است که نسل ها را ازهمان کودکی با نام و یاد حسین بن علی (ع) و یاران با وفایش مانوس ساخته و اشک ها رابرگونه جاری می کند.
به واقع محرم درگذر عمر آدمی با سوالی مهم روبه روست و آن اینکه چه شد فرجام امت نبوی از مدینه توحیدی به نینوای حسینی رسید و برجامعه اسلا میپس از پیامبر(ص) چه گذشت که نیم قرن پس از رحلتش، فرزند او را در نینوا به قصد قربالهی و رسیدن به بهشت مورد هجمه سنگین تبلیغاتی ورزمی قرار داد; به گونه ای که اورا به عنوان یک خارجی و برگرفته از فتوای شریح قاضی و به نام حفظ وحدت در امتمحمد(ص) به شهادت رساندند و تمامی اقداماتشان در قیامت دنیای فانی و محشر کبریاییکربلا را با ماهیتی دینی و برای همراه سازی تفکر سطحی اندیش مردم زودباور و رنگپذیر آن برهه زمانی به سرانجام رساندند; در این مقیاس تحلیلی آنچه در کربلا صورتپذیرفت از بعد بینش آزاد اندیش بشر روشنفکر کنونی، جنایتی نابخشودنی است که تمامیابعاد رفتاری وگفتاری سپاه کوفه را در قالبی از پستی ها و رذایل متجلی کرده است; بهواقع آب بستن بر سپاه امام حسین(ع)، توحش تمام در مثله سازی بدن شهدای کربلا ،بریدن سرو برنیزه کردن آن، لگدکوب کردن اجساد شهیدان به وسیله اسب ها و حتی رهاسازیتیر به سمت طفل شیرخوار امام حسین(ع) به عنوان تابعی از ددمنشی و دیوسیرتی کوفیانبی وفا ذهن آدمی را متوجه گذرگاه ها، پرتگاه ها و چاه های بر سر راه حرکتش می کند ودر این باب تمامی سوالا ت دوران کودکی که جزو رموز و ابهامات ذهنی فرد به شمار میرود; با افزایش سن و پاگذاشتن به بلوغ تاحدودی مرتفع شده و پرده های رمز آلود اینحقیقت مطلق برای اندیشه جست وجوگر بشر به کناری رفته و ابعاد عظیم این حماسه بشریبیشتر در نظر هر فرد جلوه حقیقی خود را عرضه می کند.
از این زاویه عاشورای دوران کودکی با کلمه حسین مظلوم برای مامعنا گرفته بود اما در نگاه امروزی، کربلا کهکشانی بزرگ از معنای عمیق وژرف است کهآدمی را نسبت به سبک زندگیش هوشیارتر می سازد و در این منظر آنچه عاشورا را در مقامدانشگاهی اجتماعی و عقیدتی جلوه گر می سازد، پندآموزی از فرآیند لغزش و غفلتی استکه کوفه منادی حق را به معارضی پرده در بدل می سازد و تاثیرات مال حرام و ناپاکزندگی کردن را در وجهی بارز از رفتارهای حیوانی سپاه کوفه در تقابل با اجساد شهیدانو نحوه برخورد با بازماندگان عاشورایی نمایانگر می کند.
از منظری دیگر به این موضوع پی می بریم که روند شکل گیری عاشوراثمره بی توجهی به قرآن است و به طور کل هر آنچه باعث دوری از دین شود در تبلورمفهومی عاشورا و کربلا روشنایی ویژه ای می یابد.


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

 
 
 
   
 
 
قیام امام حسین (ع)؛ مبانی و بنیادهای نظری

مطالعه و بررسی تاریخی واقعه کربلا و قیام امام حسین (ع) اگر چهریشه ها و ماهیت این نهضت را نمایان می سازد، اما وقوف بر تمام ابعاد و نیز اهدافقیام امام حسین (ع) نیازمند واکاوی بنیاد های نظری و اعتقادی این حماسه عظیم تاریخیاست. بنابراین ضرورت دارد اهداف و مبانی تئوریک قیام امام حسین (ع) مورد مداقه قرارگرفته تا علل، انگیزه ها و از همه مهم تر اهداف قیام امام تبیین شود.
در مورد اهداف قیام امام حسین (ع) قلم فرسایی های بسیاری شده،از دیرباز تا کنون مورخان، پژوهشگران و صاحب نظران با الهام و استناد به سخنان امامحسین (ع) عمده ترین هدف قیام امام را امر به معروف و نهی از منکر عنوان کرده اند واذعان داشته اند که امام برای اعادة حق و احیای دین جدش رسول خدا (ص) علیه دستگاهاموی به پا خاسته و در این راه تمام هستی خود را نهاده است.
واقعیت این است که امر به معروف و نهی از منکر و تلاش برایاحیای حق و دفع باطل اهداف انکار ناپذیر قیام امام حسین (ع) بوده و این مفاهیم،مفاهیمی راهگشا و کلیدی در فهم علل قیام امام به شمار می روند. اما برای درک بهترعلل، اهداف و انگیزه های قیام امام حسین (ع)
می بایست به واکاوی این مفاهیم پرداخت تا در مورد قیام امامحسین (ع) از سطح مفاهیم کلی به سوی رهیافت های عینی و ملموس رهنمون شد. اگر در موردمهم ترین هدف قیام امام حسین (ع) یعنی امر به معروف و نهی از منکر به کلیت اینمفاهیم بسنده کنیم در تحلیل قیام امام ناتوان شده و از ارائه تفسیر و تحلیلی صحیحاز قیام باز خواهیم ماند.
با نگاهی به جامعه اسلامی زمان امام حسین (ع)
در دوران حکومت یزید به این نتیجه می رسیم که مردم به ظواهر دینپایبند بوده وواجبات و مستحبات دین را اکثریت آنان انجام می دادند. هر چند عصر امویدر تاریخ اسلام عصر کم رنگ شدن تقیدات دینی و اعتقادی مردم بود اما تقریبا اکثرقریب به اتفاق مسلمانان فرایض دینی از قبیل نماز، روزه، حج، زکات و ... را ادا مینمودند. حتی عنصری چون یزید که در حلقه خواص و نزدیکان خود به انکار آسمانی بودندین اسلام می پرداخت اما در ظاهر به انجام فرایض و اقامه نماز با مسلمانان تظاهر میکرد. از این جهت شاید معروف بدان معنا که در شریعت اسلام ذکر شده وجود نداشت کهامام در صدد امر به آن برآید. یا اینکه از نظر دستورات اسلامی منکری به آن معنا کهدر اسلام توصیه به نهی از آن شده باشد در سطح جامعه انجام نمی گرفت.
شاید برخی بر این باور باشند که اعمال و رفتار یزید و فسق وفجور وی که اینک ردای خلافت را بر تن کرده و ادعای جانشینی پیامبر را می نمود


ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 22 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان

ابوالفضل العباس(ع) بزرگ پرچمدار نهضت عاشورا
ـ معمار كبير انقلاب اسلامي، امامشهيدان، روح‌الله الموسوي الخمينيي (قدس سره)
ـ پيشكوستان انقلاب و شهداي هشتسال دفاع مقدس
«
و لكم في رسول الله اسوه حسنه» پيغمبر بزرگ اسلام همه چيز رافداي اسلام كرد تا پرچم توحيد را به اهتزاز درآورد و ما به حكم پيروي از آن بزرگواربايد همه چيزمان را فدا كنيم تا پرچم توحيد برقرار ماند.
رهبر كبير انقلاباسلامي حضرت امام خميني(قدس‌سره) / صحيفه نور، ج 2، ص 76، 20/3/57)
شهادت و شهيدبراي يك ملت وسيله حركت و مقدمه پيروزي است و تنها مربوط به ملت ما هم نيست، بلكههر جامعه‌اي كه در جهت اهداف عالي الهي گام بردارد و از خود بگذرد آن اجتماع پيروزو سربلند است. لذا ما شهيد را پرچم پيروزي مي‌دانيم و به آن مفتخر هستيم.
«
مقاممعظم رهبري، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، در جمع خانواده شهداي فاجعه هفتم تير، 1/4/62»
«
خون شهيدان ما امتداد خون پاك شهيدان كربلا است
«
انقلاب اسلامي،‌گوش و چشمش، پر از شهيدان حسين‌گونه است.» امام خميني(ره)

مقاله فرارو با پيش‌فرضهايي مبني بر چگونگي دست يافتن به راه‌حل‌هايي به منظور نهادينه كردن ارزشهاي فرهنگي در حركتها و سنن جاري ملي مذهبي جامعه ايران اسلامي تهيه شده است.
طرح موضوع و مساله
1. چگونه مي‌توان به يك ارزش فرهنگي نقش ماندگار و جاودانه بخشيد؟
2. اهداف و سياستهاي يك نهاد چگونه مي‌تواند در جامعه تاثيرگذار و ثابت بماند؟
3. امروزه رايحه عطر شهادت در سطح جامعه خصوصاً به همت نهاد مقدس بنياد شهيد و (عموماً) به عنايت خانواده معظم شهدا در قالب برپايي كنگره و يادواره‌هاي شهدا منتشر مي‌شود. آيا با گذشت زمان و حضور نسلهايي احتمالاً كم آگاه، اين فرهنگ زنده نگه داشتن ياد و خاطره شهيدان كم‌رنگ تر خواهد شد؟
4. چه تدبيري مي‌توان پيش‌بيني كرد تا اقشار مختلف جامعه، در زنده نگه داشتن و ترويج فرهنگ شهيد و شهادت، ايفاي نقش نمايند و به اين وظيفه مباهات ورزند؟
بي‌ترديد فرهنگي پابرجا خواهد ماند كه با اعتقادات و باورهاي مردمي عجين شده و با فرهنگ عميق ديني، هم رنگ، هم آوا و هم سو شده باشد. در اين ميان فرهنگ متعالي شهيد و شهادت، ‌كه از اعتقادات راسخ دين مبين اسلام است،‌ريشه در اعتقادات فكري و قلبي مسلمانان دارد. اين فرهنگ فراتر از سنن و فراگردهاي اجتماعي، مي‌تواند در جامعه به منصه ظهور برسد و به عنوان سند مجرد و شرف هر خانه و خانواده، كوي و برزن، طايفه و عشيره، شهر و روستا و ... جلوه‌گر شود.
در جامعه اسلامي ما فرهنگ شهيد و شهادت، فرهنگي برخاسته از متن اعتقادات ديني است كه با ظهور انقلاب اسلامي ايران و حوادث ايام هشت سال دفاع مقدس تبلور فكري و اعتقادي آن فراگير و نمود عيني آن در سطح جامعه كراراً هويدا شده است. امروزه تلاش در جهت حفظ و حراست از اين فرهنگ ارزشمند و سند مجد و شرف ملي و مذهبي كشور ما وظيفه‌اي نهاده بر دوش تمام اقشار جامعه است و نشر آن به فرموده امام(ره):
بر دست‌اندركاران نظام است كه همه ذوق و استعداد و توان خود را در هرچه بهتر رسيدن به امور معنوي و مادي و ارزشي و فرهنگي اين يادگاران هدايت و نور به كار گيرند و از خدمت بي‌شائبه و بي‌منت به آن دريغ نكنند كه هر چه انقلاب اسلامي ايران دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است.
ملت شريف در سراسر ايران ياد شهداي فداكار را كه جمهوري اسلامي و پيروزي‌ها، رهين جان‌نثاري آنها است، زنده نگه دارند.



ادامه مطلب

نوشته شده در تاريخ سه شنبه 21 دی 1389  توسط محمدعلی حاجیان
(تعداد کل صفحات:11)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]   [ 7 ]   [ 8 ]   [ 9 ]   [ 10 ]   [ > ]  

.: Weblog Themes By Rasekhoon:.